حسن حسن زاده آملى

431

هزار و يك كلمه (فارسى)

و خود كلمه خلق به معنى ايجاد به اندازه است . مثلا اگر نجّارى بخواهد دربى درست كند ، اول تقدير يعنى اندازه آن و اندازه اجزاى آن را در نظر مىگيرد ، و پس از آن اجزاء را به وفق تقدير مىبرد و مىتراشد و سپس آنها را به فراخور فهم و بينش خود به احسن وجه مىپيوندد كه به صورت و شكل درب مطلوب درمىآيد . خداوند كه مثلا انسان را در ذات و صفات و افعالش به صورت خود آفريد درباره خود فرمود : هُوَ اللَّهُ الْخالِقُ الْبارِئُ الْمُصَوِّرُ ( سوره حشر - آيه 25 ) . از آن حيث كه مقدّر است خالق است . و چون به وفق تقدير ايجاد مىكند بارى است . و از اين كه صور موجودات را به احسن وجه ترتيب مىدهد و تركيب مىكند مصوّر است . پس هرچه كه بايد از صورت علم عنائى حق جلّ و على به عين خارجى تحقق يابد ، مسبوق به اندازه است كه چون به وقوع مىپيوندد به قدر و اندازه معين ايجاد و اختراع مىگردد . لذا در نگارستان جهان همه‌چيز حساب شده و به اندازه شايسته و بايسته و بسنده يعنى مهندسى شده آفريده شده‌اند كه زيباتر از آن تصور شدنى نيست . آرى : چو حسن ذات خود حسن آفرين است * جميل است و جمال او چنين است خداى سبحان فرموده است : أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهاداً وَ الْجِبالَ أَوْتاداً ( سورهء نبأ ، آيهء 7 و 8 ) در آغاز خطبه نخستين نهج البلاغه آمده است : « و وتد بالصخور ميدان ارضه » . زمين مانند گاهواره در جنبش است ، كوهها ميخهايى هستند كه نگهدار اويند - يعنى او را از اضطراب و دگرگونى حافظند - . اين ميخها از روى قواعد هندسى رياضى به كار رفته‌اند كه زمين را از اضطراب حفظ مىكنند . كوه هيماليا يك ميخ آن است ، و كوه دماوند ميخ ديگر آن‌كه هريك در حدّى موزون به كار رفته‌اند . و همچنين ديگر ميخهاى بزرگ و كوچك زمين كه اگر يك ميخ بركنده شود به قول عارف شبسترى در گلشن‌راز : اگر يك ذرّه را برگيرى از جاى * خلل يابد همه عالم سراپاى